ღ♥ღعشقولانه های فندقღ♥ღ

من در شهری زندگی می‌کنم که یکی از معروف‌ترین سمفونی‌های موزارت را روی دنده عقب وانت می‌گذارند!
شهری که روانشناس‌هایش همه از همسرانشان طلاق گرفته‌اند!
 
شهری که هنوز پیکان 56 را ترجیح می‌دهند .
 
شهری که در جدول‌های روزنامه‌ها و مجله‌ها سوال این است: بی دینی 7حرفی و جواب می‌شنود: سکولاری!
 
شهری که می‌گویند مسلمان‌ساز و مسلمان‌دار است اما با هر نفس تهمت می‌زنند و غیبت می‌کنند و به قولی گوشت برادرمرده خود را با ولع می‌خورند .
 
شهری که نظامی‌اش شهردار می‌شود ! مهندس برقش تاکسی دارد !
 
شهری که دل به دست آوردن سخت است و دل شکستن هنر می‌باشد !
 
شهری که در دانشگاهش فقط این را یادت می‌دهند که چگونه با حراست نرم صحبت کنی تا خوشش بیاید!
 
شهری که زبانش «پارسی» است اما می‌گویند «فارسی» چون زبان عربها «پ» ندارد !
 
شهری که من دوست دارم هوای تو را داشته باشم ، و تو هوای من را ، اما نه به معنی حمایت! به این معنی که هیچ کدام نمی‌خواهیم در هوای خودمان نفس بکشیم.
 
 
شهری که مرگ حق است و حق گرفتنی!
 
شهری که برنده یعنی کسی که کمتر از بقیه می‌بازد !
 
شهری که کف اتوبانش دست‌انداز دارد!
 
شهری که همه فکر می‌کنند فقط خودشان می‌فهمند!
 
شهری که مرگ بر آمریکا می‌گویند ولی آرزویشان این است که آمریکا را حداقل یکبار ببینند!
 
شهری که همه مشکل را در کسی دیگر می‌جویند!
 
شهری که هنوز نفهمیدم من در آن به دنیا آمدم یا در آن مُردم.
فندق گفت:دوستای خوبم خاکی   مهسا مسعود......   خیلی بی معرفتی کردم میدونم .مرسی از اینکه به یادم بودید ولی دیگه نمیتونم بیام.همتونو دوست دارم خیلی زیاد.خوشحالم که دوستای خوبی مث شماها داشتم..
خاکی انقدر حرص نخور رفیق ......هیچ وقت هم نگو که دیگه نمینویسم چون حیفه که ننویسی تو ننویسی من بیام چرندیات بنویسم اخه؟؟؟؟نوشته هات عین پتکه ادامه بده تا کور شود هر انکه نتوان دید.تشویق
مهسا درساتو خوب بخون سوت سوتی.قلب
مسعود موفق باشی .هنوز مجردی پیر شدی دیگه بسه.چشمک
رسول امیدوارم به هر ارزویی داری برسی و در مورد بهار فقط برات دعا میکنم.لبخند
فراموشتون نمیکنم هیچوقت.


نوشته شده در ۱۳٩٠/۸/۱٠ساعت ۸:٥٦ ‎ق.ظ توسط فندق نظرات () |

مشاهده یادداشت خصوصی

نوشته شده در ۱۳٩٠/۸/۸ساعت ٤:٥۱ ‎ب.ظ توسط فندق نظرات () |

      نه از فلسفه کلامی میدانم....

                                 ونه منطق....

                                         میگنجد در کلام من!..

                                           بی استدلال دوستت دارم....

                                وه که دوست داشتن!!!!!

                       چه کلام کاملیست!..

        ومن چقدر دلمــــــ تنگـــــــ

                                       دوست داشتن توست!!!   

                                                  

نوشته شده در ۱۳٩٠/٧/٥ساعت ٩:۳٤ ‎ق.ظ توسط فندق نظرات () |

مشاهده یادداشت خصوصی

نوشته شده در ۱۳٩٠/٦/٢٩ساعت ۱٠:٥٥ ‎ق.ظ توسط فندق نظرات () |

دل من محکوم ایست که به من میگوید:

همه را دوستــــــــ بدار.....

به همه خوبیـــــــ کن....

واگر بد دیدی!!!!!!!

دل به دریای محبتــــــــــ بزن

و بخششــــــــ کن......

 

 

 

نوشته شده در ۱۳٩٠/٦/٢٤ساعت ٧:٥٠ ‎ب.ظ توسط فندق نظرات () |

مشاهده یادداشت خصوصی

نوشته شده در ۱۳٩٠/٦/٢٢ساعت ٧:٤٠ ‎ب.ظ توسط فندق نظرات () |

نوشته شده در ۱۳٩٠/٦/٢۱ساعت ۸:٤۳ ‎ب.ظ توسط فندق نظرات () |

                                    در امتداد نگاه تو

                      لحظه های انتظار شکسته میشود...

                                  وبغض تنهایی من

                               مغلوب وجود تو میشود.....                  

 

 

نوشته شده در ۱۳٩٠/٦/٢٠ساعت ٥:٥٩ ‎ب.ظ توسط فندق نظرات () |

از هنگامی که خداوند مشغول خلق کردن زن بود، شش روز می گذشت.

فرشته ای ظاهر شد و عرض کرد : چرا این همه وقت صرف این یکی می فرمایید ؟

خداوند پاسخ داد : دستور کار او را دیده ای ؟

او باید کاملا" قابل شستشو باشد، اما پلاستیکی نباشد.
باید دویست قطعه متحرک داشته باشد، که همگی قابل جایگزینی باشند.
باید بتواند با خوردن قهوه تلخ بدون شکر و غذای شب مانده کار کند.
باید دامنی داشته باشد که همزمان دو بچه را در خودش جا دهد و وقتی از
جایش بلند شد ناپدید شود.
بوسه ای داشته باشد که بتواند همه دردها را، از زانوی خراشیده گرفته تا
قلب شکسته، درمان کند.
و شش جفت دست داشته باشد.

فرشته از شنیدن این همه مبهوت شد.

گفت : شش جفت دست ؟ امکان ندارد ؟

خداوند پاسخ داد : فقط دست ها نیستند. مادرها باید سه جفت چشم هم داشته باشند.

یک جفت برای وقتی که از بچه هایش می پرسد که چه کار می کنید، از پشت دربسته هم بتواند ببیندشان.
یک جفت باید پشت سرش داشته باشد که آنچه را لازم است بفهمد !!
و جفت سوم همین جا روی صورتش است که وقتی به بچه خطاکارش نگاه کند، بتواند بدون کلام به او بگوید او را می فهمد و دوستش دارد.
فرشته سعی کرد جلوی خدا را بگیرد.

این همه کار برای یک روز خیلی زیاد است. باشد فردا تمامش بفرمایید .
خداوند فرمود : نمی شود !! چیزی نمانده تا کار خلق این مخلوقی را که این همه به من نزدیک است، تمام کنم.

از این پس می تواند هنگام بیماری، خودش را درمان کند، یک خانواده را با یک قرص نان سیر کند و یک بچه پنج سال را وادار کند دوش بگیرد.

فرشته نزدیک شد و به زن دست زد.

اما ای خداوند، او را خیلی نرم آفریدی .

بله نرم است، اما او را سخت هم آفریده ام. تصورش را هم نمی توانی بکنی که تا چه حد می تواند تحمل کند و زحمت بکشد .

فرشته پرسید : فکر هم می تواند بکند ؟

خداوند پاسخ داد : نه تنها فکر می کند، بلکه قوه استدلال و مذاکره هم دارد
آن گاه فرشته متوجه چیزی شد و به گونه زن دست زد.
ای وای، مثل اینکه این نمونه نشتی دارد. به شما گفتم که در این یکی زیادی مواد مصرف کرده اید.
خداوند مخالفت کرد : آن که نشتی نیست، اشک است.
فرشته پرسید : اشک دیگر چیست ؟
خداوند گفت : اشک وسیله ای است برای ابراز شادی، اندوه، درد، نا امیدی، تنهایی، سوگ و غرورش.
فرشته متاثر شد: شما نابغه‌اید ای خداوند، شما فکر همه چیز را کرده اید، چون زن ها واقعا حیرت انگیزند.
زن ها قدرتی دارند که مردان را متحیر می کنند.
همواره بچه ها را به دندان می کشند.
سختی ها را بهتر تحمل می کنند.
بار زندگی را به دوش می کشند،
ولی شادی، عشق و لذت به فضای خانه می پراکنند.
وقتی می خواهند جیغ بزنند، با لبخند می زنند.
وقتی می خواهند گریه کنند، آواز می خوانند.
وقتی خوشحالند گریه می کنند.
و وقتی عصبانی اند می خندند.
برای آنچه باور دارند می جنگند.
در مقابل بی عدالتی می ایستند.
وقتی مطمئن اند راه حل دیگری وجود دارد، نه نمی پذیرند.
بدون کفش نو سر می کنند، که بچه هایشان کفش نو داشته باشند.
برای همراهی یک دوست مضطرب، با او به دکتر می روند.
بدون قید و شرط دوست می دارند.
وقتی بچه هایشان به موفقیتی دست پیدا می کنند گریه می کنند و و قتی
دوستانشان پاداش می گیرند، می خندند.
در مرگ یک دوست، دل شان می شکند.
در از دست دادن یکی از اعضای خانواده اندوهگین می شوند،
با اینحال وقتی می بینند همه از پا افتاده اند، قوی، پابرجا می مانند.
آنها می رانند، می پرند، راه می روند، می دوند که نشانتان بدهند چه قدر
برایشان مهم هستید.
قلب زن است که جهان را به چرخش در می آورد
زن ها در هر اندازه و رنگ و شکلی موجودند می دانند که بغل کردن و بوسیدن
می تواند هر دل شکسته ای را التیام بخشد
کار زن ها بیش از بچه به دنیا آوردن است، آنها شادی و امید به ارمغان می
آورند. آنها شفقت و فکر نو می بخشند
زن ها چیزهای زیادی برای گفتن و برای بخشیدن دارند

خداوند گفت : این مخلوق عظیم فقط یک عیب دارد

فرشته پرسید : چه عیبی ؟

خداوند گفت : قدر خودش را نمی داند

                 

 

نوشته شده در ۱۳٩٠/٦/۱٥ساعت ۱۱:۱٠ ‎ق.ظ توسط فندق نظرات () |

سرم را که تکیه میدهم به سینه ی مردانه ات

همه ی کوهها کم می اورند

امن اغوش توست که بهانه ای میشود

برای هزار باره پیدا شدن در حریمت.

 

  

 

نوشته شده در ۱۳٩٠/٦/۱٠ساعت ۱۱:۳٩ ‎ب.ظ توسط فندق نظرات () |

Design By : Night Melody

كد ماوس